تبلیغات
|*___تیك تاك___*| - "شهادت برترین بنده ی خدا حضرت علی امیرالمومنین(ع) تسلیت باد"
 
درباره وبلاگ


به وبلاگ ما هركه پا می نهد
قدم بر سر و چشم ما می نهد
«كامران شهیدی»

مدیر وبلاگ : كامران شهیدی
نظرسنجی
به نظر شما برترین فیلم بعد انقلاب کدام است؟









جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


____________________
____________________

.

_____________________
____________________
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
___________________ ابزاروبلاگ
___________________ ابزار وبلاگنویسان ___________________ p30java ___________________
|*___تیك تاك___*|
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که:سالها به (اج بار) خواهیم خفت...




              "علی مردی که دنیا او را نشناخت"

               

 

فرا رسیدن سالروز ضربت خوردن و شهادت تنها امیرالمونین و المومنات،تنها جایگزین حق حضرت ختم الانبیا(ص)،حیدر کرار علی (ع) تسلیت باد.

در ادامه مطلب امیر المونین را از زبان خود آن بزرگوار بشناسید.این سخنان از نهج البلاغه برداشته شده است.به ادامه مطلب بروید...

برای شناخت امام (علیه السّلام) علاوه بر مطالعه تاریخ و تحلیل آن می توان به سخنان آن حضرت درباره خودشان یا سخنان كسانی كه حضرت را درك كرده و در مكتبش پرورش یافته اند ـ بی واسطه یا با واسطه و حتی دشمنانش مراجعه كرد.
از آنجا كه امام (علیه السّلام) از مقام عصمت برخوردار است شناخت حضرتش برای غیر معصوم كاری مشكل و چه بسا غیرممكن است ; به همین جهت شاید بهترین راه شناخت حضرت مراجعه به سخنان معصومان (علیهم السّلام) و از جمله خود ایشان باشد.
لذا در این نوشتار بنابر آن است كه امام (علیه السّلام) را از زبان مباركش معرفی كنیم . طبیعی است كه با بضاعت ناچیز نگارنده و محدودیت مقاله فقط به جلوه های اندكی از شخصیت آن بزرگوار پرداخته ایم

1- علی (علیه السّلام) پرورش یافته مكتب پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است

الف : دوران طفولیت امام (علیه السّلام)
هنگامی كه امام (علیه السّلام) نوزاد بود پیامبر گهواره او را در كنار رختخواب خود قرار می داد; حتی گاهی بدن او را می شست و در مواقعی شیر در كام او می ریخت و او را به سینه می فشرد1.
امام (علیه السّلام) خود در این باره چنین می فرماید :
« و قد علمتم موضعی من رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بالقرابه القریبه والمنزله الخصیصه وضعنی فی حجره و انا ولد یضمنی الی صدره و یكنفنی فی فراشه و یمسنی جسده و یشمنی عرفه و كان یمضغ الشی ثم یلقمنیه » 2
شما می دانید مرا نزد رسول خدا چه رتبت است و خویشاوندی ام با او در چه نسبت است . آنگاه كه كودك بودم مرا در كنار خود نهاد و بر سینه خویشم جا داد و مرا در بستر خود می خوابانید چنان كه تنم را به تن خویش می سود و بوی خوش خود را به من می بویانید و گاه بود كه چیزی را می جوید سپس آن را به من می خوراند
ب : دوران نوجوانی امام (علیه السّلام)
در سال خشكسالی مكه ابوطالب كه بزرگ قریش بود به جهت زیادی عایله خود ـ و شاید رسیدگی به امور دیگران ـ با مشكل اقتصادی شدیدی مواجه شد. پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از این فرصت استفاده كرد و برای مساعدت به ابوطالب و به همراه عمویش عباس كفالت دو تن از پسران او را متقبل شدند. در نتیجه جعفر به كفالت عباس و امام (علیه السّلام) كه كوچكترین پسر خانواده بود به كفالت پیامبر اكرم درآمدند و بدین وسیله حضرت كه هنوز سنین كودكی خود را می گذرانید به طور كامل تحت تربیت پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قرار گرفت 3.
امام (علیه السّلام) در این باره می فرماید : « لقد كنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه یرفع لی فی كل یوم من اخلاقه علما و یامرنی بالاقتدا به . » 4
من همچون فرزندی كه همواره همراه مادر است همواره با پیامبر بودم و به دنبال او حركت می كردم و او هر روز نكته تازه ای را از اخلاق نیك برای من آشكار می ساخت و مرا فرمان می داد كه به او اقتدا كنم .
ج : امام (علیه السّلام) هنگام بعثت پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)
حضرت در این وقت حدود ده سال داشتند اما شخصیت ذاتی آن بزرگوار و تاثیرات تربیتی مكتب پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ایشان را به جایی رسانده بود كه خود می فرمایند
« لقد كان (صلّی الله علیه و آله و سلّم) یجاور فی كل سنه بحرا فاراه و لایراه غیری ... اری نور الوحی و الرساله و اشم ریح النبوه.»5
پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مدتی از سال مجاور كوه حرا می شد پس تنها من او را مشاهده می كردم و كسی جز من او را نمی دید. من نور وحی و رسالت را می دیدم و نسیم نبوت را استشمام می كردم .

2- ایمان امام (علیه السّلام)

الف : اول كسی كه ایمان آورد امام (علیه السّلام) است
بعد از آن كه پیامبر به رسالت مبعوث شد اول كسی كه ایمان آورد امام (علیه السّلام) بود
چنانكه فرموده است : « والله لانا اول من صدقه . » 6
به خدا سوگند! من نخستین كسی هستم كه وی را تصدیق كردم
یا فرموده است : « انی ولدت علی الفطره و سبقت الی الایمان . » 7
من بر فطرت توحید تولد یافته ام و در ایمان از همه پیش قدم تر بوده ام .
ابن ابی الحدید معتزلی ـ از بزرگان اهل سنت ـ دلایل زیادی بر اینكه اول كسی كه به پیامبر ایمان آورد امام علی (علیه السّلام) است اقامه می كند و اشكالاتی را كه به این ادعا وارد كرده اند جواب می دهد8.
ب : ایمان امام (علیه السّلام) توام با یقین بود
حضرت می فرمایند : « انی لعلی یقین من ربی و غیر شبهه ج من دینی . » 9
من به پروردگار خویش یقین دارم و در دین و آیین خود گرفتار شك و تردید نیستم ! و یا فرموده است : « ما سككت فی الحق مذ اریته . » 10
من از زمانی كه حق را یافته ام در آن تردید نكرده ام
امام (علیه السّلام) معیار هدایت و راه نجات است .
امامی كه با حق است و حق هم با اوست : « علی مع الحق والحق مع علی . » 11 كسی كه قرآن ناطق است .
پس چراغ هدایت و راه نجات نیز هست .
می فرماید : « انما مثلی بینكم كمثل السراج فی الظلمه یستض ی بها من ولجها . » 12 من در میان شما همچون چراغی در تاریكی هستم ; هر كس به سوی آن چراغ روی آورد و در كنارش بنشیند از نورش بهره مند می گردد.امام (علیه السّلام) چراغ هدایتی است كه هیچ گاه كسی را گمراه نمی كند .
« لا ضللت و لا ضل بی . » 13 »
هرگز گمراه نبوده ام و هرگز كسی به وسیله من گمراه نشد.
امام (علیه السّلام) مطیع خدا و رسول اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود
یكی از ویژگیهای امامان (علیه السّلام) اطاعت از پروردگار متعال است و امام علی (علیه السّلام) نیز در این ویژگی سرآمد می باشد. حضرت می فرمایند : « انی لم ارد علی الله و لا علی رسوله ساعه قط و لقد وآسیته بنفسی ... » 14
من حتی یك لحظه به معارضه با (احكام و دستورات ) خدا و پیامبر برنخاسته ام .آری ایشان خود را در مقابل پیامبر اكرم مطیع محض می دانست . چنانكه به مناسبتی كسی به ایشان عرض كرد : « یا امیرالمومنین فنبی انت قال : ویلك انما انا عبد من عبید محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) . » 15
(ای امیرمومنان پس تو پیامبر هستی فرمود : وای بر تو! من بنده ای از بندگان پیامبر اكرم (محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هستم.

3- موقعیت علمی امام (علیه السّلام)

الف : از محضر پیامبر كمال استفاده را برد
حضرت كه از طفولیت تا واپسین لحظات عمر پیامبر ملازم ایشان بود بیشترین بهره علمی را از مكتب عالی نبوت برد. امام (علیه السّلام) می فرمایند : « لیس كل اصحاب رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) من كان یساله و یستفهمه حتی آن كانوا لیحبون ان یجی الا عرابی الطاری فیساله (علیه السّلام) حتی یسمعوا و كان لا عربی من ذلك شی و الا سالته عنه و حفظته . » 16 این طور نبوده كه همه اصحاب پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از او پرسش كنند و استفهام نمایند; عده ای دوست داشتند اعرابی یا سائلی بیاید و از آن حضرت چیزی بپرسد و آنها پاسخ آن را بشنوند و بهره بگیرند. اما من هر چه از خاطرم می گذشت از او می پرسیدم و حفظ می نمودم . ابن ابی الحدید در شرح این فراز از بیانات امام می نویسد :
واعلم ان امیرالمومنین (علیه السّلام) كان مخصوصا من دون الصحابه رضوان الله علیهم بخلوات كان یخلو بها مع رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) لایطلع احد من الناس علی ما یدور بینهما و كان كثیر السوال للنبی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) عن معانی القرآن و عن معانی كلامه (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و اذا لم یسال ابتداه النبی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بالتعلیم والتثقیف و لم تكن احد من اصحاب النبی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) كذلك . بل كانوا اقساما : فمنهم من یهابه ان یساله و هم الذین یحبون ان یج الاعرابی او الطاری فیساله و هم یسمعون . و منهم من كان بلیدا بعید الفهم قلیل الهمه فی النظر والبعث و منهم من كان مشغولا عن طلب العلم و فهم المعانی اما بعباده او دنیا و منهم المقلد یری ان فرضه السكوت و ترك السوال . و منهم المبغض الشان الذی لیس للدین عنده من الموقع ما یضیع وقته و زمانه بالسوال عن دقائقه و غوامضه وانضاف الی الامر الخاص بعلی (علیه السّلام) ذكاوه و فطنته و طهاره طینته و اشراق نفسه وضوها. و اذا كان المحل قابلا متهیئا. كان الفاعل المویر موجودا والموانع مرتفعه و حصل الاثر علی اتم ما یمكن فلذلك كان علی (علیه السّلام) كما قال الحسن البصری . ربانی هذه الامه و ذا فضلها و لذا تسمیه الفلاسفه امام الائمه و حكیم العرب . » 17
بدان كه امیرمومنان نسبت به پیامبر ویژگی هایی داشت كه دیگر صحابه آن ویژگی ها را نداشتند : او با پیامبر انس و خلوتی داشت كه هیچ كس نمی دانست در آن لحظات بین آن دو چه می گذرد. از معانی قرآن و كلام پیامبر بسیار از حضرتش می پرسید اگر او سوال نمی كرد پیامبر خود او را تعلیم می داد و آگاه می ساخت ; در حالی كه هیچ كدام از صحابه پیامبر چنین نبودند. آنان چند گروه بودند.
1 ـ گروهی كه خود از پیامبر سوال نمی كردند ولی دوست داشتند كسی بیاید از پیامبر چیزی بپرسد تا آنها نیز بشنوند و بهره ببرند .
2 ـ گروهی از فهم ناچیزی برخوردار بودند و در بحث و كسب علم همتی كم داشتند .
3 ـ گروهی نیز عبادت یا میل به دنیا آنها را از فراگرفتن علم بازداشته بود .
4 ـ گروهی دیگر نیز وظیفه خود را سكوت و ترك سوال می دانستند .
5 ـ بعضی نیز برای دین آن قدر ارزش قائل نبودند تا وقت خود را در یادگیری دقایق و مشكلات آن صرف كنند .
اما امام (علیه السّلام) كه از ذكاوت هوش طهارت باطن و نورانیت نفس برخوردار بود و تمام شرایط آمادگی و قبول معارف الهی را داشت به نحو تمام و كمال از پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بهره گرفت .
ب : دعای پیامبر در حق امام نسبت به علم و آگاهی او
امام (علیه السّلام) می فرماید : « ... علم علمه الله نبیه فعلمنیه و دعالی بان یعیه صدری و تضطم علیه جوانحی » . 18
علمی است كه خداوند آن را به پیامبرش تعلیم كرد و او نیز به من آموخت و برایم دعا كرد كه خدا آن را در سینه ام جای دهد و اعضا و جوارحم را از آن مالامال سازد.
ج : گستره علم امام (علیه السّلام)
از آن جایی كه امام (علیه السّلام) از دو منبع لایزال قرآن و پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بهره گرفته و مشمول دعای خاص پیامبراكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قرار گرفته بود از گستردگی علمی فوق العاده ای برخوردار بودچنان كه فرمود : « ایها الناس سلونی قبل ان تفقدونی فلانا بطرق السما اعلم منی بطرق الارض » 19.
ای مردم پیش از آن كه مرا نیابید آنچه می خواهید بپرسید زیرا من به راه های آسمان از راه های زمین آشناترم ابن ابی الحدید در این باره می نویسد : اجمع الناس كلهم علی انه لم یقل احد من الصحابه و لا احد من العلما (سلونی ) غیر علی بن ابیطالب . » 20
همه مردم اتفاق دارند كه هیچ كدام از صحابه پیامبر و هم چنین از دانشمندان چنین ادعای (سلونی قبل ان تفقدونی ) نكردند غیر از علی بن ابی طالب !
امام (علیه السّلام) در جای دیگر فرموده اند : « فو الذی نفسی بیده لاتسالونی عن شی فیما بینكم و بین الساعه و لا عن فئه تهدی مئه و تضل مئه الا انباتكم بناعقها و قائدها و سائقها و مناخ ركابها و محط رحالهالله » 21 سوگند به كسی كه جانم در دست قدرت او است ممكن نیست از آنچه بین امروز تا قیامت واقع می شود یا درباره گروهی كه صد نفر را هدایت و یا صد نفر را گمراه كنند از من پرستش كنید جز آنكه از دعوت كننده و رهبر و آن كسی كه زمام این گروه را به دست دارد و جایگاه خیمه و خرگاه و محل اجتماع آنها شما را آگاه می سازم

4- امام (علیه السّلام) عامل به علم بود

امام می فرماید : « ایها الناس انی والله ما احثكم علی طاعه الا و اسبقكم الیها و لا انهاكم عن معصیه ج الا واتناهی قبلكم عنها.» 22
ای مردم به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی كنم مگر این كه پیش از شما خودم به آن عمل می كنم و شما را از معصیتی نهی نمی كنم مگر اینكه خودم پیش از شما (از آن ) كناره گیری می كنم .
د : كمبود ظرفیت ها برای استفاده از علم امام
علیرغم این گستره بی نهایت علمی امام (علیه السّلام) به خاطر شرایط نامساعد آن روزگار فرصت تعلیم این علوم را به جامعه نیافت . عواملی مانع كسب فیض از محضر امام (علیه السّلام) شد از جمله
1 ـ نبود افراد شایسته
امام (علیه السّلام) خطاب به كمیل بن زیاد فرمود :
« ها ان هاهنا لعلما جما (و اشار بیده الی صدره ) لو اصبت له حمله ! بلی اصبت لقنا غیر مامون ج علیه . » 23
بدان در اینجا علم فراوانی است . (با دستش اشاره به سینه مباركش كرد) اگر افراد لایقی می یافتم به آنها تعلیم می دادم . آری تنها كسی را می یابم كه زود درك می كند ولی قابل اطمینان نیست .
2 ـ نبود ظرفیت مناسب در افراد
امام (علیه السّلام) چنین فرموده اند : « والله لو شئت ان اخبر كل رجل منكم بمخرجه و مولجه و جمیع شانه لفعلت ولكن اخاف ان تكفروا فی برسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) الا و انی مقضیه الی الخاصه ممن یومن ذلك منه . » .24
به خدا سوگند اگر بخواهم می توانم هر كدام شما را از آغاز و پایان كارش و از تمام شوون زندگی اش آگاه سازم ولی از آن می ترسم كه این كار موجب كافر شدن شما به پیامبر گردد (درباره ام غلو كنید!)
آگاه باشید من این اسرار را به خاصانی كه مورد اطمینان هستند خواهم سپرد.

5 ـ امام (علیه السّلام) شریك غم و همراه سختی های مردم

امام (علیه السّلام) در نامه ای كه خطاب به « عثمان بن حنیف » فرماندار بصره نوشته اند فرموده اند :
« اقنع من نفسی بان یقال هذا امیرالمومنین و لا اشاركهم فی مكاره الدهر او اكون اسوه لهم فی جشوبه العیش . » 25
آیا به همین قناعت كنم كه گفته شود : من امیرمومنانم ! اما با آنان در سختیهای روزگار شركت نكنم و پیشوا و مقتدای آنان در تلخی های زندگی شان نباشم

6 ـ امام و ساده زیستی

عثمان بن حنیف در بصره به مهمانی یكی از سرمایه داران شهر رفته و بر سر سفره او نشسته بود. امام بعد از شنیدن این خبر در نامه ای ضمن توبیخ او شیوه خود را نیز بیان كرد وفرمود : « الا و ان امامكم قد اكتفی من دنیاه طمعه و من طعمه برصیه ... فوالله ما كنزت من دنیاكم تبرا و لا ادخرت من غنائمها وفرا و لا اعددت لبالی ثوبی طمرا و لا حزت من ارضها شبرا و لا اخذت منه الا كقوت آتان ج دبره . » 26
به خدا سوگند من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته ام . و از غنایم و ثروت های آن مالی ذخیره نكرده ام و برای این لباس كهنه ام بدلی مهیا نیاساخته ام و از زمین آن حتی یك وجب در اختیار نگرفته ام و از این دنیا بیش از خوراك مختصر و ناچیزی بهره نبرده ام .

7 ـ سیاست امام (علیه السّلام)

امام (علیه السّلام) در هیچ شرایطی حاضر به عدول از مبانی قرآن كریم و سنت پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نشدند حتی زمانی كه به خلافت رسیدند علیرغم اینكه بعضی دوستان حضرت توصیه هایی كه در ظاهر با حسن نیت و در نظر گرفتن مصالح امام و حكومت همراه بود به ایشان می نمودند اما آن بزرگار از هر گونه مصلحت اندیشی و ظاهرنگری پرهیز می كردند و در جواب این قبیل پیشنهادات می فرمودند :
« اتامرونی ان اطلب النصر بالجور فیمن ولیت علیه والله لا اطور به ما سمر سمیر . و ما ام نجم فی السما نجما . » 27
آیا به من دستور می دهید كه برای پیروزی خود از جور و ستم در حق كسانی كه بر آنها حكومت می كنم استمداد جویم . به خدا سوگند تا عمر من باقی است و تا شب و روز برقراراند و ستارگان آسمان در پی هم طلوع و غروب كنند هرگز چنین كاری نخواهم كرد!
ابن ابی الحدید می گوید : « سیاست امام علیه السلام در واقع همان سیاست پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بوده است . » سپس وجوه تشابه سیاست امام (علیه السّلام) با پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را ذكر می كند; در ادامه نیز میان سیاست خلیفه دوم و امام (علیه السّلام) مقایسه می كند و سیاست امام را از هر جهت مقدم بر سیاست عمر می داند . » 28
امام (علیه السّلام) خود نیز نسبت به سیاست معاویه می فرماید : « والله ما معاویه بادهی منی ولكنه یغدر و یفجر و لولا كراهیه الغدر لكنت من ادهی الناس ولكن كل غدره فجره و كل ف جره كفره . » 29
سوگند به خدا معاویه از من سیاستمدارتر نیست ; اما او نیرنگ می زند و مرتكب انواع گناهان می شود. اگر نیرنگ ناپسند و ناشایسته نبود من سیاستمدارترین مردم بودم ولی هر نیرنگی گناه است و هر گناهی یك نوع كفر!
ابن ابی الحدید می گوید : « كان علی لایستعمل فی حربه الا ما وافق الكتاب والسنه و كان (معاویه ) یستعمل خلاف الكتاب والسنه و یستعمل جمیع المكاید حلالها و حرامها . » 30
امام (علیه السّلام) در جنگ ها از چیزهایی كه با كتاب و سنت پیامبر موافق نبود استفاده نمی كرد ولی معاویه علاوه بر اینكه از امور مخالف قرآن و سنت بهره می گرفت تمام مكر و حیله ها را خواه حلال یا حرام به كار می بست .

8 ـ شجاعت امام (علیه السّلام)

امام (علیه السّلام) در تمام عمر شریف خود از شجاعت فوق العاده ای برخوردار بودند. ایشان درباره نوجوانی خود می فرماید :
« انا وضعت فی الصغر بكلاكل العرب و كسرت نواجم قرون ربیعه و مضر . » 31
من در دوران نوجوانی بزرگان و شجاعان عرب را به خاك افكندم و شاخه های بلند درخت قبیله ربیعه و مضر را درهم شكستم .
امام (علیه السّلام) در جای دیگر می فرماید : آن ویژگی كه در جوانی داشتم در سن كهولت به همان صورت باقی است :
« اما والله ان كنت لفی ساقتها حتی تولت بحذافیرها : ما عجزت (ضعفت ) و لا جبنت (وهنت ) و ان مسیری هذا لمثلها فلانقبن الباطل حتی یخرج الحق من جنبه . » 32
به خدا سوگند من در دنبال این لشكر بودم و آنها را به پیشروی وا می داشتم تا باطل به كلی عقب نشینی كرد و حق ظاهر گشت ; در این راه هرگز ناتوان نشدم و ترس مرا احاطه نكرد. هم اكنون نیز به دنبال همان راه می روم و پرده باطل را می شكافم تا حق از درون آن خارج گردد.
در جواب نامه معاویه نیز می فرماید : « انا ابوحسن قاتل جدك و اخیك و خالك شدخا یوم بدر و ذلك السیف معی و بذلك القلب القی عدوی . » 33
من ابوالحسن درهم كوبنده جد و برادر و دایی تو در روز بدرم اكنون همان شمشیر با من است و با همان قلب پرتوان با دشمن روبرو می شوم !

9 ـ شخصیت منحصر به فرد امام در نگاه دیگران

الف : امام حسن مجتبی (علیه السّلام) پس از شهادت امام (علیه السّلام) فرمود :
« الا انه قد مضی فی هذه اللیله رجل لم یدركه الاولون و لن یری مثله الآخرون . » 34
امشب مردی درگذشت كه پیشینیان به حقیقت او نرسیدند و آیندگان هرگز مانند او را نخواهند دید.
ب : تعقاع بن زراره درباره امام گفت :
« رضوان الله علیك یا امیرالمومنین فوالله لقد كانت حیاتك مفتاح خیر ولو ان الناس قبلوك لاكلوا من فوقهم و عن تحت ارجلهم ولكنهم غمطوا النعمه و آثروا الدنیا علی الآخره . » 35
رضوان خدا بر تو باد ای امیرمومنان ! به خدا سوگند زندگی ات كلید هر خیر بود و اگر مردم تو را می پذیرفتند از بالای سر و زیر پای خود می خوردند و نعمت خدا آنان را فرا می گرفت ; لكن اینان نعمت را ناسپاسی كردند و دنیا را بر آخرت برگزیدند.
آری امام (علیه السّلام) شخصیتی است كه در كعبه زاده شد و در مسجد به شهادت رسید. شخصیتی كه بعد از پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) همتا و همانندی نداشت دارای خصوصیات و ویژگیهای منحصر به فردی می بود و وجود مباركش مجموعه ای از اضداد می نمود.
جمعت فی صفاتك الاضداد فلهذا عزت لك الافداد
زاهد حاكم حلیم شجاع فاتك نامیك فقیر جواد36
برای تو صفات گوناگون گرد آمده است و از این رو برای تو همتایی نمی توان یافت : تو انسانی وارسته سیاستمدار بردبار شجاع عابد جری تهیدست سخاوتمند و ایثارگر هستی !

پی نوشتها:

1 ـ فروغ ولایت ص .17
2 ـ نهج البلاغه خطبه 192 (قاصعه ) .
3 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 13 ص 198 و .199 تاریخ طبری .313 2
4 ـ نهج البلاغه خطبه 192 (قاصعه . )
5 ـ همان .
6 ـ همان خطبه 37 و .71
7 ـ همان خطبه .57
8 ـ ر . ك به شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 116 4 ـ125 و 13 224 ـ.240
9 ـ نهج البلاغه خطبه .22
10 ـ همان خطبه .4
11 ـ الغدیر ج .3
12 ـ نهج البلاغه خطبه .187
13 ـ همان حكمت .185
14 ـ همان خطبه .197
15 ـ میزان الحكمه (ترجمه فارسی ) .268 1
16 ـ نهج البلاغه خطبه .210
17 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید .48 11
18 ـ نهج البلاغه خطبه .128
19 ـ همان خطبه .189
20 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 46 7 و .106 13
21 ـ نهج البلاغه خطبه .93
22 ـ همان خطبه .175
23 ـ همان حكمت .147
24 ـ همان خطبه .175
25 ـ همان نامه .45
26 ـ همان .
27 ـ همان خطبه .126
28 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 212 10 ـ .222
29 ـ نهج البلاغه خطبه .200
30 ـ شرح نهج البلاغه 228 10 ـ .232
31 ـ نهج البلاغه خطبه .192
32 ـ همان خطبه .34
33 ـ همان نامه .10
34 ـ تاریخ یعقوبی .213 2
35 همان .
36 ـ فروغ ولایت استاد جعفر سبحانی موسسه امام صادق (علیه السّلام).785





نوع مطلب : مقاله علمی، مذهبی، 
برچسب ها :


جمعه 28 مرداد 1390 :: نویسنده : كامران شهیدی